ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
از هرچه هست غیرِ خدا، دل گسسته بود ترکیب خون و خاک به چشمش نشسته بود سـنـگـیـنیِ عـطـش قـدِ غـم را نمود خم چـشم خـدای بین، تَهِ گـودال، بسته بود از بیـنِ آسـمـان و زمـین، نـاله شد بلـند آری صـدای مـادرِ پـهـلـو شکـسـته بود هـنـگـامــۀ وصــالِ دل و دلــبــر آمــده به به عجب زمانِ عُروجش خجسته بود صبـر و تـوانِ شـمر به حـداَقـل رسـیـد قبل از غروب بود و سَنان نیز خسته بود چـشـمانِ منـتـظـر به قِـتـالِ امـامِ عـشق اطـراف قـتـلـگـاهِ بـلا، دسـته دسته بود مشـتاق وصل بود حـسین و رسید شمر سـر را پِـیِ رضـای اِلٰـهی بُـریـد شـمر |